تبليغاتX
هواي زميني

هواي زميني

ادبي- اجتماعي -پزشكي

باید دید...

گاه می رویم تا یرسیم.کجایش را نمیدانیم.فقط میرویم تا برسیم

بی خبر از آن که همیشه رفتن راه رسیدن نیست.
 گاه برای رسیدن باید نرفت.باید ایستاد و نگریست
باید دید. شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت می کند
باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده
گاه رسیده ای و نمی دانی
و گاه در ابتدای راهی و گمان می کنی رسیده ای
مهم رسیدن نیست.مهم آغاز است
 که گاهی هیچ وقت نمی شود
 و گاهی می شود بدون خواست تو 
گاهی  آغاز نکردن یک مسیر بهترین راه رسیدن است
 
گاه حتی  لازم است  بعد از نمازت فکر کنی  و ببینی پشت سر
اعتقادت چه می بینی ترس یا حقیقت؟
گاهی هم درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی
غذا بدهی ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟
 
یا پای کامپیوترت نباشی، گوگل و ایمیل و فلان را بی‌خیال
شوی با خانواده ات دور هم بنشینید ، یا گوش به درد دل رفیقت
بدهی و ببینی زندگی فقط همین
 
آهن‌پاره‌ی برقی است یا نه؟
لازم است گاهی عیسی باشی
ایوب باشی
انسان باشی ببینی می‌شود یا نه؟
و بالاخره لازمست گاهی از خود بیرون آمده و
از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و از خود بپرسی که سالها
سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم آیا ارزشش را داشت؟

 
سپس کم کم یاد میگیری

که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری

 
باید باغ خودت را پرورش دهی به جای اینکه

منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.

یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی

که محکم باشی پای هر خداحافظی
 
و یاد می گیری که خیلی می ارزی
 
زیرا گاهی پروانه ها هم به اشتباه عاشق میشوند
 
و به جای شمع ، گرد چراغهای بی احساس خیابان می میرند
 
 
 
 
 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 22:28  توسط فاطمه زهرا   | 

قطعه ی گمشده !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آدم همیشه دنبال قطعه ای گم شده است،
هیچ آدمی را نمی توان یافت كه قطعه خود را جستجو نكند
فقط نوع قطعه هاست كه فرق می كند،
یكی به دنبال دوستی است
دیگری در پی عشق؛
یكی مراد می جوید و یكی مرید
یكی همراه می خواهد و دیگری شریك زندگی،
یكی هم قطعه ای اسباب بازی

به هر حال آدم هرگز بدون قطعه خود یا دست كم بدون آرزوی یافتن آن نمی تواند زندگی كند
گستره این آرزو به اندازه زندگی آدم است
و آرزوهای آدم هرگز نابود نمی شوند
بلكه تغییر موضوع می دهند
حتی آن كه نمی خواهد آرزویی داشته باشد
آن كه آرزویش را از كف داده است
آنكه ایمان خود را به آرزویش از دست داده است
تمامی تلاشش باز برای گریز از تنهایی است

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

عشق، رفاقت، شهرت طلبی ... همه به خاطر هراس از تنها ماندن است
و شاید قوی ترین جذابیت وصال در همین باشد
كه آدمی در هنگام وصال هرگز گمان نمی برد كه روزی تنها خواهد ماند

تو گاهی خیال می كنی گمشده خود را باز یافته ای
اما بسیار زود درمی یابی كه این بازیافته ات قدری بزرگتر از بخش گمشده توست
یا قدری كوچكتر

گاهی او را می یابی و مدت كوتاهی در خوشبختی رسیدن به او به سر می بری و
اما گاه او رشد می كند و از خلاء تو یا حتی خود تو بزرگتر می شود
و دیگر در درونت نمی گنجد
آنگاه او بدل به قطعه گم شده یك نفر دیگر می شود و
تو را برای جستن دایره خود ترك می كند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گاه نیز تو بزرگ می شوی و
او كوچك باقی می ماند و روزی ناگهان درمی یابی كه (او) قطعه گم شده ی تو نبود

گاهی هم (او) را می یابی و این بار از ترس آنكه مبادا از دست تو لیز بخورد و برود
سفت نگهش می داری، دو دستی به او می چسبی و
ناگهان گمشده تو زیر بار این فشار خرد و له می شود
و سرانجام نیز از دست می دهی اش
احمقانه است اما تو از ترس تنها ماندن
تنها می مانی

گاه ته دلت حتی می ترسی كه قطعه گم شده ات را پیدا كنی
كه مبادا دوباره گمش كنی

همیشه آن كس كه بیشتر دوست دارد، ضعیف تر است و بیشتر رنج می برد
و همین ضعف است كه احساس بی ثباتی به آدم می بخشد
زیرا آدم تمامیت خود را منوط به چیزی می كند كه ثباتی ندارد

ما همواره خود را قطعه هایی گم شده حس می كنیم.
ما همواره در انتظار نشسته ایم؛
در انتظار كسی كه از راه برسد و ما را با خود ببرد، كه بیاید و ما را كامل كند
بدون او ما همواره خود را گمشده و تنها و ناقص حس می كنیم
برخی از ما شاید برای همیشه در انتظار (او) بمانیم و بنشینیم و بپوسیم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

برخی از ما، دیروز، امروز و هر روز قطعه هایی گمشده بوده ایم
گاهی بعضی ها با ما جور در می آیند، اما همراه نمی شوند

گاهی نیز آدم هایی را می یابیم كه با ما همراه می شوند اما جور در نمی آیند

برخی وقت ها ما آدم هایی را دوست داریم كه دوستمان نمی دارند
همان گونه كه آدم هایی نیز یافت می شوند كه دوستمان دارند،
اما ما دوستشان نداریم

به آنانی كه دوست نداریم اتفاقی در خیابان بر می خوریم و همواره بر می خوریم
اما آنانی را كه دوست می داریم همواره گم می كنیم
و هرگز اتفاقی در خیابان به آنان بر نمی خوریم

برخی رابطه ها ظریفند، به طوری كه به كوچكترین نسیمی می شكنند
و برخی رابطه ها چنان زمختند كه روح ما را زخمی می كنند

برخی بیش از اندازه، قطعه گم شده دارند و چنان تهی اند و
روحشان چنان گرفتار حفره های خالی است
كه تمام روح ما نیز كفاف پر كردن یك حفره خالی درون آنان را ندارد

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

برخی دیگر نیز بیش از اندازه قطعه دارند و هیچ حفره ای،
هیچ خلائی ندارند تا ما برایشان پُركنیم

برخی هرگز ما را نمی بینند و نمی یابند و برخی دیگر
بیش از اندازه به ما خیره می شوند

بعضی وقت ها هم بعضی ها توی زندگی تو راه می یابند
اما هیچ گاه تو را نمی فهمند
مثل شمع کوچکی که راهت را کمی روشن کرده است ولی
دستت را سوزانده است

گاه ما برای یافتن گمشده خویش، خود را می آراییم
گاه برای یافتن (او) به دنبال پول، علم، مقام، قدرت و همه چیز می رویم

و همه چیز را به كف می آوریم و اما (او) را از كف می دهیم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گاهی اویی را كه دوست می داری احتیاجی به تو ندارد
زیرا تو او را كامل نمی كنی
تو قطعه گمشده او نیستی
تو قدرت تملك او را نداری
گاه نیز چنین كسی تو را رها می كند
و گاهی نیز چنین كسی به تو می آموزد كه خود نیز كامل باشی
بی نیاز از قطعه های گمشده

او شاید به تو بیاموزد كه خود به تنهایی سفر را آغاز كنی
راه بیفتی، حركت كنی
او به تو می آموزد و تو را ترك می كند
اما پیش از خداحافظی می گوید: شاید روزی به هم برسیم
می گوید و می رود

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

و آغاز راه برایت دشوار است
این آغاز، این زایش،‌ برایت سخت دردناك است
وداع با دوران كودكی دردناك است، ‌كامل شدن دردناك است، اما گریزی نیست
و تو آهسته آهسته بلند می شوی، و راه می افتی و می روی
و در این راه رفتن دست و بالت بارها زخمی می شود
اما آبدیده می شوی و می آموزی كه از جاده های ناشناس نهراسی
از مقصد بی انتها نهراسی، از نرسیدن نهراسی
و تنها
بروی و بروی و بروی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آنقدر زمین خورده ام که بدانم
برای برخاستن
نه دستی از برون
که همتی از درون
لازم است
حالا اما
نمی خواهم برخیزم
می خواهم اندکی بیاسایم
فردا
برمی خیزم
وقتی که فهمیده باشم چرا
زمین خورده ام

 

ارسال شده توسط یک دوست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 11:7  توسط فاطمه زهرا   | 

فایده گاو بودن

معلمی از دانش آموزان خواست فایده گاو بودن را بنویسند و این انشاء آن دانش آموز است .

با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه  که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.

اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز می کنم.

البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در می یابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.

من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن   این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.

هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء باشد.

بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم. ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد.

مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته  درست می کنند.

هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست.

همچنین ناراحت نیست اگر فردا پسرش زن برد، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد.

وقتی گاوی که پدر خانواده است میخواهد دخترش را شوهر دهد ، نگران جهیزیه اش نیست.

نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند. مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند ، یا بدتر از آن پاچه خواری کند.

گوساله های ماده مجبور نیستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله های نر را به دست بیاورند تا به خواستگاریشان بیایند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به خواستگاری آنها بروند، از طرفی هیچ گوساله ماده ای نمیگوید که فعلا قصد ازدواج ندارد و میخواهد ادامه تحصیل دهد. تازه وقتی هم که عروسی می کنند اینهمه بیا برو، بعله برون، خواستگاری ، مهریه ، نامزدی ، زیر لفظی، حنا بندان، عروسی ، پاتختی، روتختی، زیر تختی، ماه عسل ،

، طلاق و طلاق کشی و... ندارند.

گاوها حیوانات نجیب و سر به زیری هستند.

آنها چشمهای سیاه و درشت و خوشگلی دارند.

شاعر در این باره میگوید :

سیه چشمون چرا تو نگات دیگه اون همه صفا نیست

سیه چشمون بگو نکنه دلت دیگه پیش ما نیست

 

هیچ گاوی نگران کرایه خانه اش نیست.

نگران نیست نکند از کار اخراجش کنند.

گاوها آنقدر عاقلند که میدانند بهترین سالهای عمرشان را نباید پشت کنکور بگذرانند .

گاوها بخاطر چشم و همچشمی دماغشان را عمل نمی کنند.

شما تا حالا دیده اید گاوی دماغش را چسب بزند؟

شما تا حالا دیده اید گاوی خط چشم بکشد؟

گاوها حیوانات مفیدی هستند و انگل جامعه نیستند.

 

شما تا کنون یک گاو معتاد دیده اید؟

گاوی دیده اید که سر کوچه بایستد و مزاحم ناموس مردم  شود؟

آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند.

ما از شیر، گوشت ، پوست ، حتی روده و معده ی گاو استفاده می کنیم.

آقای .... معلم خوب ما گفته که از بعضی جاهای گاو در تهیه همین لوازم آرایش خانم ها که

البته زشت است  استفاده می شود.

ما حتی از دستشویی بزرگ  گاو (پشگل) هم استفاده می کنیم.

تا حالا شما گاو بیکار دیده اید؟

آیا دیده اید گاوی زیرآب گاو دیگری را پیش صاحبش بزند؟

تا حالا دیده اید گاوی غیبت گاو دیگری را بکند؟

آیا تا بحال دیده اید گاوی زنش را کتک بزند ؟

یا گاو ماده ای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش بکشد؟

و مثلا بگوید از آقای فلانی یاد بگیر. آخر توهم گاوی؟! فلانی گاو است بین گاوها.

تازه گاوها نیاز به ماشین ندارند تا بابت ماشین 12 میلیون پول بدهند و با هزار پارتی بازی

ماشینشان را تحویل بگیرند و آخرش هم وسط جاده یه هویی ماشینشان آتش بگیرد.

هیچ گاوی آنقدر گاو نیست که قلب دیگری را بشکند. البته

شاعر باز هم در این مورد شعری فرموده است :

گمون کردی تو دستات یه اسیرم

دیگه قلبم رواز تو پس میگیرم

دیده اید گاو نری به خاطر بدست آوردن ثروت پدر گاو ماده به او بگوید : عاشقت هستم"؟!!

سرت سر شیر است و دمت دم پلنگ؟ !!

دیده اید گاو پدری دخترش را کتک بزند!؟

گاوها در جامعه شان فقر ندارند .

گاوها اختلاف طبقاتی ندارند.

آنها شرمنده زن و بچه شان نمی شوند.

رویشان را با سیلی سرخ نگه نمیدارند.

هیچ گاوی غصه ی گاوهای دیگر را نمی خورد

هیچ گاوی غمباد نمی گیرد.

هیچ گاوی رشوه نمی گیرد.

هیچ گاوی اختلاس نمی کند.

هیچ گاوی آبروی دیگری را نمی ریزد.

هیچ گاوی خیانت نمی کند.

هیچ گاوی دل گاو دیگر را نمی شکند

هیچ گاوی دروغ نمی گوید.

هیچ گاوی آنقدر علف نمی خورد که از فرط پرخوری تا صبح خوابش نبرد  در حالی که  گاو

طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد تا به گوساله اش شیر بدهد.

هیچ گاوی گاو دیگر را نمی کشد.

هیچ گاوی...

اگر بخواهم در مورد فواید گاو بودن بگویم، دیگر زنگ انشاء می خورد و نوبت بقیه نمی شود که

انشایشان را بخوانند.

اما

به نظر من مهمترین فایده گاو بودن این است که دیگر آدم نیستید ......

لباس ما از گاو است ، غذایمان از گاو ، شیر و پنیر و کره و خامه ... همه از گاو..

ولی با همه منافع يادشده هیچ گاوی نگفت : من

... بلکه گفت: ما

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 17:25  توسط فاطمه زهرا   | 

هر مطلبی به یکبار خواندن می ارزد.

زندگي نامه چيست؟

 

انسان در دوران زندگي خود ، دانشهاي گوناگوني چون فيزيك ، پزشكي ، جامعه شناسي ، جغرافي ، دين شناسي و ... را فرا گرفته و از آنها بهره هاي فراوان مي برد . يكي از اين دانشها كه از گذشته مورد نگرش انسان بوده ، تاريخ است. تاريخ خواني و تاريخ داني هم فرح انگيز است و هم انگيزه اي براي آموزش و پرورش انسان.

تاريخ دانشي گسترده و همانند رودخانه ايي در جريان است و هر روز ما با مطالب بسياري از آن سروكار داريم .اگر هشيارانه دربارة تاريخ بينديشيم و خردمندانه بكوشيم تا آنرا بفهميم ، مي توانيم از آن در زندگي بهذه هاي بسيار ببريم.

هر انساني سرگذشتي دارد كه داستان زندگي گذشتة اوست. كارهايي كه از انسان سر ميزند و رويدادهايي كه برايش رخ مي دهد ، سرگذشت او به شمار مي آيد . اين سرگذشت با دو روش پايدار مي ماند:

1-نگهداري ماندگار هاي گذشته
2-نوشتن و ياداشت كردن كارهاي انجام شده.
تاريخ زندگی در حقيقت ، گزارش زندگي گروهي و گذشته انسان است ، يعني چيزي بسيار فراتر از سرگذشت فردي. براي همين است كه در تاريخ هميشه رخدادهاي بزرگ كه به همة مردم وابسته است، مطرح مي شود. مانند جنگ ، صلح ، آزادي ، استبداد ، استقلال ، زير سلطه بودن ، شكست ، پيروزي ،پيشرفت ، پسرفت ، فرمانروايي ، دين ، آئين ، دادگري ، ستمگري ، كشور گشايي و ...

 

اهميت زندگی نامه:


1-دلبستگي ذهن كنجكاو انسان به جستجوگري در گذشته ها
2-شناخت علل پيشرفت يا پس ماندگي مردمان گذشته و كنوني
3-افزايش تجربه در زندگي كنوني و آينده
4-يادآوري نيكنامي دادگران تاريخ و بدنامي ستمگران و بيدادگران
5-آموختن درس ميهن دوستي و فداكاري و خدمتگزاري
6-بكار گيري آموزهاي فراوان و اثر بخشي آن در زندگي فردي و اجتماعي

 

واما وصیت نامه چیست ؟

 

 می دانی وصیت نامه چیست،

وصیتی است به شکل نامه ،،

کی؟ قبل از مرگ

برای که ؟، من وتو،

برای چه؟ پیام می برد زمانی که زنده ای 

 و می خوانند زمانی که مرده ای،

یعنی می نویسی  با انکه می دانی می میری، زیبایی وصیت

اینجاست ، واین زیبا می کند هر

 

 وصیت نامه ای را ......... 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1390ساعت 12:50  توسط فاطمه زهرا   | 

عصرِ ارتباطات"فریبی بیش نیست. باور نکنید لطفا!

 

 عصرِ ارتباطات"فریبی بیش نیست. باور نکنید لطفا!

ما معتقدیم که " عصرِ ارتباطات " نام ِ دروغینی بیش نیست . مثل ِ همان پدر و مادرهایی که دخترهای سبزه ء خود را " سپیده " مینامند و پسرهای کچل خود را " زلف علی " و سندرمِ داون دارهای خود را " فهیم و فهمیه " میخوانند ، سیاستمداران و مدیران و بزرگان ِ بشریت هم به دروغ این عصر را " عصر ِ ارتباطات " مینامند!

 

این عصر ، عصر ِ " تنهایی و در خود فرو رفتن " است ! اینکه در جیب ِ همه ، از سوپور ِ 80 ساله ء محله ء ما تا بچه های 5 ساله ء مهد کودکی یک تلفن ِ همراه است ، دلیلی بر با هم بودن ِ آدم ها نیست . تلفن ِ همراه ، خیانت به بشریت بود! هیچ کس یک ظهر ِ دلگیرِ جمعه که دلت دارد از سینه در می آید و خفه شدی از بی هم صحبتی ، به تو زنگ نمیزند و نمیپرسد " حالت خوب است ؟ " ، هیچ کس تو را به نوشیدن ِ خوردن کیک های خوشمزه و یا حرف زدن دعوت نمیکند! هیچ کس حتی تنهایی اش را با تو سهیم نمیشود. اما وقت  گرفتاری ، زنگ میزنند " فلان روز وقت داری فلان کار را برای من بکنی؟ " . سهم ِ ما از ارتباطات ،گسترش ِدردسرها و گرفتاریهایمان است .

 

عصر ِ ارتباطات فریب است . ما وسایل ِ ارتباطی را گسترش داده ایم که مادرها هر زمان دلشان خواست به فرزندان ِ بخت برگشته زنگ بزنند که " کدوم گوری هستی ؟ " و زن ها به شوهرهایشان زنگ بزنند " کجایی؟ چرا دیر کردی؟ " و شوهرها زنگ بزنند که " به مامانم زنگ بزن حالش را بپرس " و فرزندها به پدرهایشان بگویند" سر ِ راه برای من سی دی جدید هم بخر با چیپس ِ فلفلی و ماست ِ موسیر! "

ما هی هر روز تنها تر شدیم . هی هر روز منزوی تر شدیم. هی هر روز مجازی تر شدیم. ما در دنیای مجاز غرق شدیم ! ما یادمان رفت به پدربزرگ و مادر بزرگ هایمان سر بزنیم ، چون هر بار که میخواهیم از خانه بیرون برویم ، چراغ ِ اسم یک عالمه از دوستان ِ مجازی ِ ما روشن است و دلمان نمی آید بدون ِ " گپ زدن " با آنها برویم و وقتی " گپ " ِ ما تمام میشود دیگر دیر شده و خسته شده ایم از بس با کی بورد حرف زده ایم!

این گونه است که وب کم ها زیاد میشود همه گیر تر میشوند و اینگونه است که ما مجازا عاشق ِ " ع " میشویم و "ع " مجازا عاشق ِ " الف " و " واو" میشود و آنها مجازا عاشق ِ دیگرانی که خود مجازا عاشق ِ دیگران ترند!

اینگونه است که ما دلمان نمیخواهد از پشت ِ صفحه بلند شویم مبادا " ع " بیاید و برود و ما نبینیمش! اینگونه است که هی آدم ها تنها تر میشوند. اینگونه است که ما خواهرمان را دو هفته است ندیده ایم و حرف نزده ایم و فقط سه باری مجازا گپ زده ایم.

اینگونه است که نیمه شب میفهمیم پدرمان یک بیماری داشته و ما نمیدانستیم ، ولی میدانیم ِ دختر ِ فلان دوست ِ ندیده ، دیروز عروسکی خریده است که وقتی دلش را فشار دهی " آی لاو یو " میگوید! و پسر ِ فلان بلاگر تازگی ها نقاشی میکند و عکس نقاشی اش را هم دیده ایم

 پس از این متوجه این نکته شدم که هر که از هر جه و هرکس تعریف کند و سنگ آن را به سینه زند  در بودن آن باید تردید کردبه خود آیید که عمر کوتاه تر از آنست که فکرش را کنیم. 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 12:58  توسط فاطمه زهرا   | 

این است مرام ما ایرانیان

پدر فلسفه اردیسم "ارد بزرگ" جمله بسیار

 

 عبرت آموزی دارد

 

 او می گوید :

 (از مردم غمگین نمی توان امید

 

بهروزی و پیشرفت کشور را داشت .)

 

و در جای دیگر

 

می گوید :

 (آنکه شادی را پاک می کند ، روان آدمیان را به

 

      بند کشیده است . ) 


 

شادی پی و بن شتاب دهنده رشد و بالندگی

 

 

 

          جامعه  است شاید اگر این موضوع مورد

        

                     توجه سلوکیان غم پرست

 

             و جنگجویان  و مغولهای متجاوز بود دامنه

 

حضور آنها در سرزمین های تحت سیطره شان           

   بیش از آن می شد که امروز در تاریخ می خوانیم .

 

آنچه ایرانیان را محبوب جهانیان نموده وجود خصلت

 

شادی و بزم در میان آنان در طی تاریخ بوده است .

 

 شادی ریشه در پاک زیستی ما دارد برای همین

 

استثمارگر و یاغی نشدیم چون شادی را در دوستی

 

دیدیم همانگونه که ارد بزرگ می گوید :

   

 (شادی کجاست ؟ جایی که همه ارزشمند هستند .)

 

عزت و احترام هم را حفظ می کنیم و یکدیگر را دوست

 

می داریم و به حقوق خویش و هم میهنانمان

 

                   احترام می گذاریم

 

      اینست مرام ما ایرانیان ...

 

منبع : da3tanekotah.persianblog.com

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 17:23  توسط فاطمه زهرا   | 

بررسی درد عصب سیاتیک و چگونگی درمان آن

 

 

 

آمار نشان می دهد که حدود ۹۰ درصد بالغین در طول زندگی خود کمردرد را تجربه می کنند. بنابراین به احتمال زیاد شما هم دچار چنین وضعیتی شده اید. یادتان می آید؟ کمی فکر کنید...

 

یک توصیه مهم: اگر یکی از دوستان شما کمردرد گرفت و شما خواستید کلاس بگذارید و بگویید مشکل او سیاتیک است، به این هم فکر کنید که تنها علت ۵ درصد کمردردها، سیاتیک است!

● سیاتیک، نام یک عصب است
اصطلاح سیاتیک در حقیقت مربوط به دردی است که در طول عصبی به همین نام انتشار می یابد. این عصب طولانی ترین عصب داخل بدن شما است که از لگن تا انتهای پا ادامه دارد و در طول مسیر خود به شاخه های متعددی تقسیم می شود.
هرگونه فشار بر روی این عصب می تواند باعث ایجاد درد در تمام طول عصب شود (یعنی مسیری که از کمر شروع می شود و از پشت پا پایین می آید و تا پاشنه پا می رسد.) البته علائم ممکن است از یک درد خفیف تا ناتوانی و از کارافتادگی کامل متغیر باشد و گاهی ممکن است با احساس خارش، سوزش، بی حسی و ضعف عضلانی هم همراه باشد.
این درد به طور تدریجی شروع شده و با گذشت زمان افزایش می یابد و در هنگام نشستن، برخاستن، عطسه و یا سرفه کردن بدتر می شود. ویژگی آن هم این است که معمولا فقط یکی از اندام های تحتانی شما را درگیر می کند. در موارد خیلی شدید بیماری، شاید حتی کنترل مثانه و یا روده نیز از دست برود. این وضعیت اخیر، بسیار نادر، اما بسیار خطرناک است.

● درد سیاتیک از کجا می آید؟.
شایع ترین علت بیماری سیاتیک، بیرون زدن دیسک بین مهره ای و فشار آن بر روی ریشه های عصبی است که به آن فتق دیسک بین مهر ه ای نیز گفته می شود. دیسک های بین مهره ای صفحاتی از جنس غضروف هستند که مهره ها را از هم جدا می کنند.
دیسک های سالم، ستون مهره ها را انعطاف پذیر نگاه داشته و کمک می کنند تا مهره ها بتوانند به راحتی بر روی هم بلغزند.
با افزایش سن، این دیسک ها شروع به تحلیل رفتن می کنند و خشک و تاحدی شکننده می شوند. این مسئله موجب بیرون رانده شدن دیسک از محل خود (فتق) و فشار آن بر روی ریشه عصبی و در نتیجه بروز علائم بیماری سیاتیک می شود.
البته به غیر از فتق دیسک بین مهره ای، عوامل دیگری نیز باعث ایجاد درد سیاتیک می شوند. مثلا تنگی ستون مهره ها در قسمت کمری و نیز بیماری اسپوندیلولیستزی (که در آن یک مهره به آرامی بر روی مهره دیگر و رو به جلو می لغزد) می توانند باعث ایجاد علائم بیماری شوند. نشانگان پیریفورمیس هم نام اختلالی است که در اثر اسپاسم عضله ای به همین نام ایجاد می شود.
این عضله در نزدیکی عصب سیاتیک قرار دارد و اسپاسم آن باعث فشار بر عصب و بروز درد سیاتیکی می شود. سایر علل ایجادکننده بیماری سیاتیک عبارتند از: تومورهای نخاعی که بر روی ریشه های عصبی فشار وارد می کنند، سوانحی نظیر تصادفات اتومبیل و یا ضرب دیدن ستون مهره ها که موجب آسیب به اعصاب می شوند و تومورهای خود عصب سیاتیک که البته بسیار شایع هستند. در برخی موارد هم هیچ گاه علتی جهت بیماری سیاتیک یافت نمی شود.

● چه کسانی دچار درد سیاتیک می شوند؟
مهم ترین عوامل خطر برای بیماری سیاتیک عبارتند از:

▪ سن:
تغییرات وابسته به سن درستون مهره ها شایع ترین علت بیماری سیاتیک هستند. تحلیل رفتن دیسک های بین مهره ای کمری از سن ۳۰ سالگی شروع می شود ولی تنگی های ستون مهره ای که یک علت دیگر بیماری سیاتیک هستند اغلب افراد را در سنین بالاتر از ۵۰ سال درگیر می کنند.

▪ شغل:
افرادی که شغلشان نیاز به چرخش مکرر کمر دارد، آنهایی که بارهای سنگین حمل می کنند و کسانی که به مدت طولانی رانندگی می کنند، بیش از سایر افراد دچار بیماری سیاتیک می شوند.

▪ فعالیت های فیزیکی:
افرادی که برای مد ت های طولانی می نشینند و یا یک زندگی راکد و کم فعالیت را دنبال می کنند نسبت به افراد فعال تر، بیشتر مستعد ابتلا به بیماری سیاتیک هستند.

▪ فاکتورهای ژنتیکی:
دانشمندان ۲ ژن را شناسایی کرده اند که تصور می رود وجود آنها باعث استعداد برخی افراد به بروز بیماری سیاتیک می شود.
علاوه بر موارد فوق، افراد مبتلا به بیماری دیابت نیز به دلیل آسیب و تخریب عصبی که در اثر دیابت در آنها ایجاد می شود، بیشتر مستعد ابتلا به بیماری سیاتیک هستند.

● زمان مراجعه به پزشک
بیماری خفیف معمولا با کمی صبر و حوصله خودبه خود از بین می رود. ولی اگر بیماری شما با کارهایی که انجام دادید بهبود نیافت و یا آنکه درد شما بیش از ۶ هفته طول کشید،باید به پزشک مراجعه کنید. در مواردی هم که درد شما از ابتدا بسیار شدید است و یا روزبه روز بدتر می شود، باید به پزشک مراجعه کنید.
در مواردی هم که درد شما به دنبال یک آسیب شدید نظیر یک تصادف اتومبیل ایجاد شده و یا اگر علاوه بر درد، دچار مشکلاتی در اجابت مزاج شده اید و یا اینکه درد شما شدید و ناگهانی و همراه با بی حسی و ضعف عضلات کمر و یا پا است، هیچ گونه تاخیری در مراجعه به پزشک جایز نیست.
برای تشخیص بیماری سیاتیک، پزشک از شما در مورد سابقه بیماریتان سوال خواهد کرد و سپس یک معاینه بالینی کامل با توجه ویژه به ستون مهره ها و پاهای شما انجام خواهد داد. در طی معاینه به طور معمول چندین آزمون پایه ای، جهت بررسی قدرت عضلات و رفلکس های شما انجام می شود. مثلا پزشک از شما می خواهد که بر روی انگشتان پا و یا پاشنه پایتان راه بروید و یا اینکه به صورت طاق باز دراز بکشید و به آرامی یک پای خود را به صورت مستقیم بالا ببرید. دردی که در اثر بیماری سیاتیک ایجاد می شود، معمولا در اثر این فعالیت ها بدتر می شود. تصویربرداری هم از رایج ترین اقداماتی است که برای تشخیص بیماری شما انجام می شود.

● درمان سیاتیک، راحت و آسان
درد سیاتیک بیشتر وقت ها به خوبی به درمان های سرپایی جواب می دهد. در واقع شما می توانید زندگی روزمره تان را ادامه دهید و فقط بایستی از انجام فعالیت هایی که ممکن است درد شما را بدتر کنند، پرهیز کنید. اگر چه استراحت به مدت یک تا چند روز سبب بهبودی نسبی بیماری می شود، ولی توجه داشته باشید که استراحت در بستر به مدت طولانی و عدم فعالیت علائم شما را بدتر خواهند کرد. قبل از اینکه به یکسری توصیه ها برای بهبود درد شما اشاره کنیم، تاکید می کنیم که چنانچه درد شما با گذشت زمان بهتر نشد، حتما به پزشک مراجعه کنید زیرا درصورت عدم درمان، ممکن است دچار عوارضی مثل آسیب دائمی عصب، از دست رفتن حس و حرکت در اندام مبتلا و یا حتی از بین رفتن عملکرد روده و یا مثانه شوید.

اقدامات معمول جهت درمان بیماری سیاتیک در منزل عبارتند از:

۱) استفاده از کیسه یخ :
مقداری یخ در یک حوله تمیز قرار دهید و آن را به مدت حداقل ۱۵ تا ۲۰ دقیقه بر روی ناحیه دردناک قرار دهید. این عمل را روزی ۴ مرتبه تکرار کنید. کیسه یخ باعث کاهش التهاب در محل می شود.

۲) استفاده ازکیسه آب گرم:
پس از ۴۸ ساعت از شروع درد، بهتر است در نواحی آسیب دیده، از گرما استفاده کنید. چنانچه درد شما ادامه داشت، سعی کنید به طور تناوب کیسه های گرم و سرد را بر روی ناحیه مبتلا قرار دهید.

۳) انجام حرکات کششی:

ورزش های کششی غیرفعال به شما کمک می کنند تا زودتر خوب شوید . از انجام حرکات پرتابی و یا پیچشی جدا پرهیز کنید.

۴) داروهای ضددرد:
آسپرین، استامینوفن و بروفن معمول ترین داروهای ضددردی هستند که مورد استفاده قرار می گیرند، ولی استفاده بیش از مقادیر توصیه شده، نه تنها نفعی برای شما ندارد، بلکه بسیار زیان آور است، زیرا این داروها در صورت استفاده بیش از حد دارای عوارض جانبی نظیر تهوع، خونریزی از معده و یا زخم های دستگاه گوارشی هستند. برای جلوگیری از چنین حالتی، استفاده از پمادهای پیروکسیکام و دیکلوفناک هم مناسب است.
علاوه بر این داروها در برخی از موارد ممکن است پزشک با توجه به علائم بیماری از داروهای دیگری نظیر شل کننده های عضلانی، داروهای ضدافسردگی و... استفاده کند، ولی استفاده از این گونه داروها فقط با دستور پزشک امکان پذیر است.

۵) فیزیوتراپی:
اگر دیسک شما از جای خود بیرون زده است، فیزیوتراپی نقشی اساسی در بهبودی شما دارد.
هدف از انجام ورزش هایی که به طور معمول در فیزیوتراپی انجام می شوند، کمک به قرار گرفتن بدن و اندام شما در وضعیت صحیح، تقویت عضلاتی که از کمر شما حمایت می کنند و نیز کمک به تقویت انعطاف پذیری بدن شما است.

۶) انجام ورزش های معمولی:

ورزش موجب آزاد کردن اندورفین ها (مورفین درونی بدن) می شود. اندورفین ها واسطه های شیمیایی هستند که از رسیدن پیام های درد به مغز جلوگیری می کنند. ورزش با تحریک آزاد شدن اندروفین ها در مقابله با ناراحتی های مزمن کمک بسیاری می کند.
در مورد درد سیاتیک، ترکیب ورزش های هوارسان با ورزش هایی که انعطاف پذیری شما را بهبود می بخشند، می تواند در جلوگیری از تغییرات وابسته به سن در کمر شما موِثر باشد.
چنانچه مجموعه درمان های فوق در طی چندین ماه نتوانند درد شما را کاهش دهند، ممکن است انجام درمان های دیگرنظیر تزریق کورتن به پرده های نخاعی و یا انجام عمل جراحی ضرورت پیدا کند.

● پیشگیری
اگرچه تنها در ۵ درصد موارد علت کمردرد، سیاتیک است، اما اگر دچار آن شوید، واقعا آزارتان می دهد. انجام اعمال زیر می تواند نقش کلیدی در مراقبت از کمر شما داشته باشد:

▪ ورزش کردن به طور منظم:
مهم ترین کاری که بر سلامت کمرتان و البته سلامت کلی بدنتان می توانید انجام دهید، ورزش کردن است. در طی ورزش، بهتر است تمرکز شما بیشتر بر روی عضلات شکم و کمرتان باشد، زیرا این عضلات جهت راست ایستادن و قرار گرفتن شما در وضعیت مناسب بدنی ضروری هستند.
انجام ورزش هایی نظیر یوگا، استفاده از دوچرخه های ثابت و تردمیل به قوی نگاهداشتن این عضلات کمک می کنند. البته می توانید دوچرخه سواری را در خارج از منزل هم انجام دهید ولی ابتدا باید مطمئن شوید که صندلی و دستگیره های دوچرخه در وضعیت مناسبی برای بدن شما تنظیم شده اند.

▪ درست بنشینید:
یک صندلی خوب باید بتواند به خوبی از قوس کمری شما حمایت کند. اگر چنین نیست، برای حفظ این قوس در هنگام نشستن، بهتر است از یک بالش نرم در پشت کمرتان استفاده کنید. سعی کنید در فواصل بین فعالیت های نشستنتان حتما به طور تناوب استراحت کنید، حتی اگر استراحت کردن شما فقط به صورت راه رفتن در اداره باشد. در حین رانندگی هم سعی کنید صندلی شما وضعیت مناسبی داشته باشد و وضعیت آن را طوری تنظیم کنید که لازم نباشد جهت دسترسی به پدال گاز، پای خود را به سمت آن پرتاب کنید!

▪ وضعیت بدنی مناسبی داشته باشید:
آگاهی از اینکه چگونه باید درست بایستید و درست بخوابید و نیز آشنایی با صحیح بلند کردن اجسام سنگین، تا‡ثیر بسیاری جهت حفظ و نگهداری کمر شما دارد.
اگر قرار است برای مدت زمان طولانی بایستید، سعی کنید به طور تناوب بر روی یک پایتان تکیه کنید و به پای دیگر استراحت دهید و یا اگر قرار است در حالت ایستاده چیزی را بخوانید، به جای آنکه جهت خواندن آن، به سمت جلو خم شوید، کتاب را بلند کرده و جلوی چشمانتان بیاورید.
جهت حفظ بهترین حالت هنگام خوابیدن بهتر است روی یک تشک سفت بخوابید و از بالش جهت حمایت کمرتان استفاده کنید، ولی از بالش هایی که موجب می شوند گردن شما بیش از حد بالا رفته و زاویه تندی ایجاد کند، به هیچ وجه استفاده نکنید.

▪ بلند کردن یک جسم سنگین:
ابتدا تصمیم بگیرید که آن را کجا می خواهید قرار دهید و چگونه قصد دارید آن را به آن نقطه برسانید. جهت بلند کردن یک جسم سنگین، کمرتان را خم کنید بلکه زانوهای تان را خم نکنید و آن جسم را بلند کنید. جسم سنگین را نزدیک به بدنتان حمل کنید و هیچ گاه بر روی کمرتان نچرخید، بلکه سعی کنید با محور کردن پاهایتان، بر روی پاهایتان بچرخید. هنگامی که خسته هستید از حرکت دادن اجسام سنگین جدا خودداری کنید زیرا خستگی موجب می شود با سختی و رنج بیشتری حرکت کنید. هرگز سعی نکنید جسمی را که احساس می کنید سنگین تر از توانایی شماست، بلند کنید.
 

 منبع: سایت آریا کلیک

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 20:20  توسط فاطمه زهرا   | 

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 7:7  توسط فاطمه زهرا   | 

یک حس خوب

 

برای یک حس خوب در کنار یک برکه آب اينجا را كليك کنید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 17:26  توسط فاطمه زهرا   | 

چند توصیه مخلصانه ( لطفا مطالعه بفرمایید ضرر نمی کنید )

 

 

 

 

۱ )  مدرسه رفتن بی فایده است چون اگه باهوش باشی معلم وقت تو رو تلف میکنه اگه خنگ باشی تو وقت معلمو!

۲) دنبال پول دویدن بی فایده است چون اگه بهش نرسی از بقیه بدت میاد اگه بهش برسی بقیه از تو!

۳) عاشق شدن بیفایده است چون یا تو دل اونو میشکنی یا اون دل تورو یا دنیا دل هردوتونو!

۴) ازدواج کردن بی فایده است چون قبل از 30 سالگی زوده بعد از 30 سالگی دیر!

۵) بچه دار شدن بی فایده است چون یا خوب از آب در میاد که از دست بقیه به عذابه یا بد از آب در میاد که بقیه از دستش به عذابن!

۶) پیک نیک رفتن بی فایده است چون یا بد میگذره که از همون اول حرص میخوری یا خوش میگذره که موقع برگشتن غصه میخوری!

۷) رفاقت با دیگران بی فایده است چون یا از تو بهترن که نمیخوان دنبالشون باشی یا ازشون بهتری که نمیخوای دنبالت باشن!

۸) دنبال شهرت رفتن بیفایده است چون تا مشهور نشدی باید زیر پای بقیه رو خالی کنی ولی وقتی شدی بقیه زیر پای تو رو خالی میکنن!


۹) وبلاگ نویسی بی فایده است چون یا خوب مینویسی که مطلبتو میدزدن و حرص میخوری یا بد مینویسی که مطلبتو نمیخونن و حرص میخوری. (البته در هر دوحال فحشو میخوری :)

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 16:56  توسط فاطمه زهرا   |